یه ماه بیشتره غر نزدم.
البته بقیه میگن غر
واسه من حرف هاییه که نیاز به بررسی داره
همشو ریختم تو دلم
جاش عروسک ساختم
فکرای بیخود کردم
نوشتم و پاک کردم
و گریه نکردم
حس میکنم یه نفر داره متولد میشه
مهرنوش داره میمیره و جاش یکی دیگه میاد بالا
نمیدونم خوبه یا نه ولی میدونم مهرنوش جدید یه چیزایی کم خواهد داشت
میترسم مهرنوش جدید مجسمه باشه
روح نداشته باشه و فقط حرکت کنه...
نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت
برچسب: غرغر,
نویسنده: یلدا احمدپور
تاريخ: جمعه
3 شهريور
1396 ساعت: 23:17